خمیر وکاردستی های من

محمدحسن ساعت های زیادی رو در روز با خمیرهاش سرگرمه البته بیرون میره با بچه ها بازی میکنه یا پارک میبرمش یا باهاش خودمون بازی میکنیم یا خودش با اسباب بازی هاش بازی هم میکنه . از قصه دور نشیم بهتره.

البته با خمیرهاش که بازی میکنه هم داستان داره.بیشتر کوسه درست میکنه.واطراف کوسه ای که درست کرده ماهی های نیم میلی متری درست میکنه و میگه اینا غذای کوسه هستن.حال خود کوسه تقریبا ده سانتی هس که دهانش هم بازه ودندون هاش هم پیداس.

از کاردستی های دیگه اش :هزار پا.ماشین بزرگ.حلزون.جدیدا ملخ.و کاردستی های دیگه که باید اول توضیحش رو بدم:

یه کارتون بسیار زیبایی بنام ماشینها هس که اونو خیلی دوست داره وشخصیت های داستانش همه ماشین هستن.از جمله مک کویین.سیس مکر.ماتر  وشخصیتی که یه ماشین زن هس و محمد حسن بهش میگه خانم جعفری.نمیدونم روی چه حسابی به این ماشین میگه خانم جعفری.البته ما یه همسایه داریم به این نام ولی اینقدر که این ماشین زیباس اون.....

حالا بگذریم محمد حسن این ماشینهای فوق رو که نام بردم هم درست میکنه.البته اگه خودش حال نداشته باشه من یا بابا رو با زور وقلچماق گری میاره پای صحنه ومیگه برام درست کن .حال که ما براش درست کردیم خودش اونا رو به اون شکلی که توی ذهنش هس در میاره که اگه ببینی شون فقط ده درصد شبیه مجسمه ای هس که ما درست کردیم .این کار هر روز من یا باباش هس .بالاخره در روز ما حداقل باید این یه داستان رو داشته باشیم.

یا ماشین اسباب بازی خودش که ماشین پلیسی نیس براش با خمیرچراغ گردون پلیس میزاره  وخودش میشه پلیس و صدای دی دیو در میاره که صدای ماشین پلیسه و بمن هم یه ماشین دیگه که زوارش در رفته وخراب هست و کوچکتر از ماشین خودش هست میده ومیگه بیا تو دزد بشو؛ من تو رو دستگیر کنم وحالا من با این اوصاف باید با اون بازی کنم.

بعضی اوقات سر به سرش میزارم وچراغ خمیری ماشین پلیسش رو بر میدارم و با ماشین اسباب بازی که بمن داده فرار میکنم و اون چه کار میکنه ؟می شینه گریه میکنه  .اینجاس که میفهمم هنوز یاد نگرفته از حق خودش دفاع کنه.و بهش میگم بیا ازم بگیر .حالا یا می آد یا بازم گریه می کنه.

نا گفته نمونه این خمیر بازی علاوه بر اینکه پسر رو سر گرم میکنه ما رو هم سرگرم می کنه می پرسید چطور؟

نشستی یه دفعه نگاهت به کف پاهات می افته که یه تیکه خمیر به پات چسبیده یا داری جوراب می پوشی با عجله بری بیرون می بینی یه چیز ته جورابته.یا نشستی روی فرش رو داری نگاه میکنی خمیر هس که ریز ریز به فرش چسبیده و باید تمییز کنی.اما همه اینا یه شیرینی داره که جلوی خلاقیت ذهنی پسرت رو نگرفتی .

/ 0 نظر / 10 بازدید