تولد 94

خدا رو شکر.عزیز دلم یک سال دیگه هم پیش ما بود و براش تولد گرفتیم.اما خیلی ساده و کمی متفاوت.هر سال مهمانی میدادیم ،شامی ، کیک تولدی سفارش میدادیم ،کلاه بوقی به سر می زاشت ، جینگیلی جینگیلی واز این جور چیزا.اما امسال یه کیک خونگی پختم بردم خونه عزیز طبق معمول چهارشنبه شب ها در حالی که تولدش یک شنبه همون هفته بود  بعدش بدون بادکنک وتزیین هرساله ،کیکش رو برش زد تازه با حواس جمع من شمع هاشم یادم رفته بود ببرم پس کیکش شمع هم نداشت اما صفا داشت .همیشه که نمیشه همه چیز یه جور باشه باید بعضی اوقات تفاوت ها باشه تا بودن ها ونبودن ها حس بشه. عمه ها و عمو محمود بدون خانمش هم بود .عمو علی با خانمش که ماموریت بودن ،عمو محمود زنش پا بماه بود میخاست علی کوچولو رو بدنیا بیاره و رفته بود خونه مامانش جای علی رو درست کنه تا علی از توی شکمش بیرون بیاد،همه کسلیی که بودن کادو دادن دستشون درد نکنه.کیک رو هل هلی بریدیم چون بابا می خاست بره سر یه قراری که با دوستای احمد پسر عمه کبری داشت.اینجا خودش هیجان خودش رو داشت.عکس هم گرفتیم اما فعلا آپ نمیشه.احسان عمه اعظم رو با صلاحدید خودشون  باباش برده بود بیرون توی حیاط که اگه احیانا کادو ها رو باز کردن احسان نخاد.الان دوسالش هس. 

خلاصه خدا رو شکر خیلی ها  از  بچه هاهمین رو هم نمی تونند  داشته باشن.

خونه بابا علی هم همین مراسم رو با پختن یک کیک دیگه برگزار کردیم .اونجا هم بدون بادکنک اما شمع ها رو یادم بود که ببرم.

اوه راستی کیک هر دو مهمونی مون دو طبقه بود .توی مهمونی خونه بابا علی دایی امیر با خانواده اش و زن دایی منصوره با احسان نبودن .اونا هیت رفته بودن و فقط دایی مهدی بود .

خدایا شادی ببخش به همه اونایی که از طرف تو برگزیده شده اند تا ما را شاد کنند .الهی آمین

/ 0 نظر / 6 بازدید