شیرین کاری های عسل جون

الان عسلم یک سال وهفت ماهشه

نیشخندشیشه رو که بهش میدی که اغلب اوقات یا آب توشه یا آب میوه؛مک میزنه توی دهنش جمع میکنه ومی بره می ریزه روی میز ال ای دی یا پف میکنه روی تلویزیون (یه روز تمییز نیس این قسمت)امان از دستت قندک

خجالتهر وقت رد می شیم از جلوی حرم بدون اینکه ما بهش بگیم دستاشو می بره بالا دعا میکنه  و زیر لب یه چیزای رو زمزمه میکنه  وبعد دستش رو میزاره روی سینه اش به نشانه ادب سلام میده(مامانی خیلی خوشحالم و الان بی اختیار اشک میریزم که تو اینقدر با ارادت هستی به خاندان اهل بیت؛انشاالله همیشه اینجوری باشی ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هبلنا من لدتک رحمه انک انت الوهاب_خدایا از قلبهای ما نگیر بعد از انکه ما رو هدایت کردی وبما بخشیدی از نزد خودت که یقینا تو وهابی)

قلبسطل زباله رو من میخاستم کیسه زباله کنم رفتم کیسه بیارم دیدم عسل کشوی آشپزخونه رو باز کرده یه پاکت دو کیلویی برداشته وداره تلاش میکنه تا اونو به سطل زباله بکنه (فدات بشم کار خونه هم میکنه خوشمل پسر )

زبانهنوز که هنوزه سر سفره نمی شینه غذا بخوره یا بزاره ما بخوریم .ما باید یا 1- گل خواب باشه غذا بخوریم یا 2- یه کارتون مثل بره ناقلا یا پینگو براش بزاریم که ده دقیقه غذا بخوریم یا  3- باید شیفتی غذا بخوریم(بابا بخوره من نگهش دارم یا بالعکس) 4- میریم خونه عزیز عمه زهرا نگهش داره(آقاشون دیرتر میاد با آقاشون غذا میخوره)5-یا همون سر سفره باشه که نشسته  مرتب یا نمک میخاد یا پارچ آب میخاد که بریزه آباش رو روی زمین یا دست بکنه توی لیوان آب بعد که ریخت دوباره بگه"میقام"یامیگه اب (به فتحه) که ما اصلاصرف نظر میکنیم اب بیاریم سر سفره یه لیوان اب هم باشه اگه قسمته ما بشه بخوریم اگههههههههه.سبزی خوردن باشه سر سفره دیگه نگو پخش همه جای خونه ما باید دراز شیم هر کدوم رو از یه سمتی جمع کنیم وبخوریم قهقههصبحانه که دیگه نگو قالب پنیر وکره هس  که روی هوا برده میشه وما لقمه به دست  که؛مامان جون یه ذره پنیر بده اما کو گوش شنوا بعد  از صبحانه هم لباس کره ای وخونه پنیری ودستای چرب وچیلی آقا رو باید تمیز کرد. الان علمای فن میگن خب یه ذره برای بچه غذا بکشید یا سهم اونو بدید دیگه کاری به کارشما نداره  ...ولی باید بگم ما اینکار رو هم کردیم نشد که نشد.

حالا بگو اون ماشاالله قشنگه رو .

دلقکالو الو گفتناشو پشت تلفن که نگو .خدا نکنه کسی زنگ بزنه یا ما بخاهیم حرف بزنیم اینقدر جیغ وداد میکنه که صدا به صدا نمیریه که چی ؟گوشی رو بده به من حرف بزنم اونم به زبون اسپرانتو(به قول باباش)خلاصه گوشی رو که گرفت خدا رو بنده نیس سیم تلفن که کشیده میشه یا راه میره وسیم گوشی تلفن رو میکشه وهمینطور هم با آن زبون معرو ف حرف میزنه.خلاصه اگه یه کسی زنگ بزنه وبخاد با شیرین زبون صحبت کنه ما باید چاره بیندیشیم که بعد تلفن با جیغای آقا چکار کنیم که راضی بشه "بابا فلانی رفت خونشون "البته وقتی تلفن قطع میشه میگه(افت؛به فتحه بخونید)

بازم شیرین کاری داره اما حالا خسته شدم .بقیه باشه تا بعد . سعی میکنیم زود بیایم

خدا حافظتان باشد  آمین

/ 0 نظر / 6 بازدید