محمد حسن کوچولوی من بزرگ تر میشه

 

الان پسر گلم سه سال ویک ماهش هس.مامان جونم لازمه بگم هر چی تا حالا برات آپ کردم سعی کردم امانت دارباشم در ثبت وقایع .هم خوبیهاتو بنویسم هم شیطنت های بچه گانت رو.

 

وهدفم هم از ثبت وقایع روزهای شاد تو ؛فقط این بوده که بدونی  چه کارهای قشنگ وگفته های داشتی وهم بدونی مامان وبابا برات چقدر زحمت کشیدن تا تو با بهتر کردن عمل ما به فرزندان خودت یاد بدی آنچه را که ما بیادگار گذاشتیم برای تو .ودر کنارش دیگرانی که می آیند به وبلاگت سر میزنند لحظات شادی رو سپری کنن.فقط همین همین.

 

واما بعد......

 

در زمانهای گذشته ونه خیلی دور پسرکی زیبا زندگی میکرد.اسمش محمد حسن بود .او برای نامیدن آدمهای اطرافش اسامی رو بکار میبرد که با گذشت روزگار تغییر کرد وحال به شرح ماجرا:

 

عمو مرتضی :عمو موصولی.یا موصولی.یا عمو مصطفی که هر سه این الفاظ برای یک شخص بکار برده میشد

 

عمه اعظم:(عمه زهرا ) هم گفته میشد به او یاا(عظم) که هنوز هم عمه اعظم نمیگویی وهمان اعظم خالی را میگوید بدون اینکه عمه اش ناراحت شود

 

به دایی محمد تقی میگویی :مد تقی ودایی اش رو هم نمی گویی.

 

دایی مهدی:دایی میتی.حتی این میمونی رو که روی محصولات چی توز سوار  برموتور بود رو میگفت دایی با موتورش حتی پیش میامد میپرسیدم این دایی مهدی هس میگفت نه دایی امیره.تا اینکه روزگار بزرگترش کرد واز ذهنش رفت .ولی هیچ یک از دایی ها ناراحت نشدند.

 

زن عمو زینب:زینب میگفت البته به مانند تلفظ کلمه زینت بخانید.خود زن عموش به عسل یاد داد تا بگه زینب و زن عمو نگوید.

 

عمو علی :تا یه مدتی معروف به عمو گنده بود .آن هم بدلیل اینکه قدش از دیگر افرادی که عسل تا به حال دیده بود بلند تر بود واولین بار هم وقتی گفت که عمویش به همراه دخترش- مریم -اورا علم دوش کرده بود .فیلمش هم موجود است.

 

آقا:هنوز هم قاقا میگوید.

 

جرثقیل: جل قلی(به فتحه بخوانید)هنوز هم همین جوری میگه.

 

منتظرم:معتعزرم. هنوز هم میگوی

 

مریم:مییم

انشالله عزیزم لب به خوبیها بگشایی .الهی آمین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 1 نظر / 3 بازدید
زینب سادات

انشاا...شادباشی راستی زن عمو جون قور قوری هم به لیست لغاتت اضافه کن