این روزها

محمد حسن سرمای خیلی سختی خورده به نظر از این ویروس جدید ها باید باشه که سینه سرما میخورده و سرفه های خلط دار و آبریزش بینی داره واز همه بدتر تبی داره که الان تب نداره ولی نیم ساعت دیگه توی کوره می سوزه .بالاخص شبها این حالتش بدتر می شه. خلاصه بی حوصله هس. اما شیرین کاری های خودش رو داره مثل.....

باباش پشت میز کامپیوتر نشسته ومشغول کارهاش هس که میره به باباش می گه بابا بیا این صدف منو ببین و بابا رو از پشت میز بلند میکنه ومیاره بالای سر صدفیی که با خمیر درست کرده میگه نگاهش کن چقدر صدفه خوشگله بعد همینجوری که بابا مشغول نگاه کردن هس میگه خب من کار دارم وبدو بدو میره پشت میز کامپیوتر می نشینه و حالا ما باید یه راهی وترفندی دست وپا کنیم تا اعلی حضرت از جاشون بلند شن.

/ 4 نظر / 4 بازدید
عباس

میدرخشی ... میتابی ... اما ... دوری ... " ماه " بودن همین است ...!!! با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین. به من هم سز بزنین لدفن ممنون

باریک الاه پسر. انشالاه زودتر خوب بشی .بوس

مامان مریم

انشاا...بهتر باشی خوبه از کوسه پیشرفت کردی به صدف رسیدی[خنده]مریم هنوز تو کف کوسس[شرمنده]