روضمون بل گزار سدس

سکر خدا که مامان از دست من لاضی بودس که من ساکت بودم و مامان به کالاس رسید نیشخند.اما مامان میگه من بعد اس روضه بقول شما بزگتلا بدفلگی (بدقلقی) کردم .خداییس لاست میگه.قهر اونجا متر هم اولدن و منو متر کلدن . یکی به اینا نمیگه آخه مگه من  فارچم که منو متر میکنید . تازه از منم ازازه نگرفتنا . بعد خودشون میگن بی ازازه گاری نکن.آخافسوسحالا مامانم میگه:

امسال اولین سالی بود که گلم پذیرای مهمان های امام رضا علیه السلام  بود.انشالله سایه معنوی حضرت بالای سر تمام مهمونای روضه اش باشه  وخدا هم از ما این توسل کوچولو رو قبول کنهقلب

ا

/ 0 نظر / 3 بازدید