داستان سرلاک

قبل از اینکه داستان رو تعریف کنم لازم بگم که چرا سرلاک میدم؟

آقا پسر ،شبا ساعت یک و دو میخابه.ساعت چهار و پنج بلند میشه هی میغلطه و نق میزنه ودو مک شیر میخوره ودوباره میخابه ودوباره بعد از نیم ساعت الی چهل وپنج دقیقه دیگه بیدار میشه ودوباره همون کارا ....تا کی؟ تا ساعت نه وده صبح که بلند شه.همه کار کردم :قبل از خواب فرنی دادم ،سوپ دادم،جاشو عوض کردم،پتو از روش برداشتم،هیچ تغییری نکرد وهنوز هم ادامه داره.

یکی گفت اقتضای سنشه،دیگری گفت:مال دندوناشه،اون یکی گفت گرمشه،یکی گفت گرسنشه.بالاخره نفهمیدیم این پسر چشه؟

تا اینکه گفتیم سرلاک بدیم شاید گرسنش باشه.سرچ کردم دیدم مارک های بازار یا مال فرانسه،آلمان....بالاخره مال خارجه هس.یه مارکی رو  پیدا کردم که میگن خوبه بنام< نستله > وتوی ایران ازش خیلی تعریف میکنن وهمه ی داروخانه ها هم دارنش.

خلاصه قبل از خریدن این مارک اصل ونصبش رو در آوردم دیدم بلهههههههه خودشه مال اسراییله وبمناسبت پنجاهمین سال تولیدشم آقای نتانیاهو بهشم تبریک گفته وتقدیر  وتشکر الی آخر.

خلاصه ما  بچمونو سپردیم دست خدا و یه قوطی از همین سرلاک نستله خریدیم و با بسم الله داریم میدیم بخوره تا بعد که انشااله عافیت باشه.

ولی هنوز اون مشکل بد خوابیش ادامه داره.

از خوانندگان گرامی تقاضامندیم ما را در این مشکل یاری کنند.

قلم سبز شما یاری دهنده ماست.شماره حساب ٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٣٣٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠بانک دنیای مجازی شعبه پسر آسمانی.

/ 1 نظر / 7 بازدید
زهرا

محمد حسن خان اینقدر مامانت رو اذیت نکن ...ّ![ماچ]واقعا که بهشت زیر پای مادراست...[گل]