اولین راز ونیاز

امروز عزیزم سه وسال ونیمه شد.شکر خدا

داریم با هم مسواک می زنیم عسل مسواکش به دستش هس که می پرسه :

مامان من کوچولوام؟  با دلهره جوابش رو میدم ومیگم آره.(آخه اگه بهش بگی تو کوچولویی خیلی بهش بر می خوره وکلی داد وبیداد وبعدشم قهر میکنه.لوسسسسسسس)

بعد می پرسه تو بزرگی؟ میگم آره.بعد سرش رو می اندازه پایین بعد از چند لحظه مکث می گه دعا می کنم بزرگ شم.

واین اولین راز ونیاز زبانی تو با خدایت بود که خواسته ات را به مهربانترین مهربانان گفتی.

.ومن دعا میکنم خدایا همه کودکان را به آرزوهای شیرین شان برسان ودعای آنان را اجابت فرما ای مهربانترین مهربانان.

/ 0 نظر / 5 بازدید